چوپان ساده

چند بار به تو گفتم دل به این زبان بسته ها نبند...
حالا هی فریاد مزن که گرگان در چراگاه در کمین انند.این زبان نفهم ها باید فکر آن شکم بی صاحب شان باشند و هوس بازی هاشان و دیگر  هیچ...
چوپان ساده انقدر فریاد نزن کسی بهر کمک نمی اید.آن ها  با دروغ ، دروغ گو بودن تو  بهانه ای کر شدن دارند.حال که سگ ها تو را و گله را یک جا به فامیل خود فروخته اند  تو نیز با سکوت با گرگان  معامله کن....
اینجا فریاد حقیقت تنها جوابش گم شدن در صدای بع بع گوسپندان احمق است و یا دندان گرگان بی صفت..
پس خموش باش این گوسپندان انقدر گوسپند انند ، که نه صدای ساز تو را فهم کنند و نه ندای تو را درک...
 پ.ن:انقدر بر در کوبیده ام نه تنها دری باز نشد که آوار همه عالم
بر سرم نیز  ویران شده...

 
 
 
 
 
 
 
/ 0 نظر / 6 بازدید