قفس....

چه مسخره،به این زودی فراموش کرده ای...

که بال پروازم را تو شکسته ای...

مرا در این قفس تنها، تو رها کرده ای...

اسمان ابی را تو ز من ربوده ای..

یادت نمی اید آن همه ستمت را

حال با هیجان  بر دیوار  قفسم  می کوبی،طلب شادی و سرور داری؟

این همه نرده انتظار پرواز داری؟

در این شب تاریک ظلمانی...

با کدامین شور اواز خوش زندگانی را فریاد زنم..

با کدامین....

پ.ن:چه کسی گفت تنها پرنده مردنی ست برای پرنده زندانی پرواز مردنی ست...

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
/ 0 نظر / 14 بازدید