تو آمدی ....

وقتی دوباره مزرعه جوانه می زد و زمستان کوله بارش را بر می داشت تو آمدی،آن هنگام که لاله ها بر می خواستن تو آمدی ،تو با آن همه دروغ ،با آن همه وعده های پوچ تو خالی ، تو با آن افکار زنگار بسته ات....

بهار رفت .... زمستان را تو دوباره اوردی...

مرگ هزاران جوانه تنها ثمره افکار تو بود ... تو...

مرگ بر این آیین پوچ تو باد بر این افکار متوهم تو....باد

دوباره تازیان به گله ها تاختن...گوسپندان ترسیده ،رمیده به آغوش افریته هلن ...

این است نتیجه افکار تو ......

مرگ بر تو،بر من،بر ما،بر هر آنکه می فهمد و حرف نمی زند بر آنکه نمی فهمد و حرف می زند باد....

پ.ن: چقدر در زندگی به دنبال حقیقت هستید؟

 
 
 
 
 
 
 
/ 0 نظر / 15 بازدید