.زندان بزرگ..

با تو هستم ای زندان بان بزرگ 

با تو هستم ای افریدگار سترگ 

مگر سلول تنم کم بود 

که در زندان دنیا افکندیم 

چرا دگر روح تنهایم را به زنجیر احساس بستی 

گناه سیب خوردن هوا(حوا)را

 چرا از من ادم(آدم)ستانی 

تا کدامین روز باید 

در این مخروب زندان بمانم 

نه حتی راه گریزی،نه حتی شوق امیدی 

تو ای مهربان،گر میل بخشش داشتی 

بهانه ای بهتر از سیب و گندم می داشتی.......

 
 
 
 
 
 
 
/ 0 نظر / 28 بازدید