درباره نویسنده
غریبه
سکوت بلند ترین فریاد است... البته برای ادم های با شعور..
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • غریبه
صفحات اختصاصی
  • زخم های های من
  • یـــــــــــاغیم
  • ســــــــــکوت کن
  • نپرس چرا تنهایم....
  • لحظه ای با سهراب
مطالب اخیر
  • پست ثابت
  • بینش تصمیم گیری خوب
  • زمان می داند و بس ...
  • این خیانت است
  • تو آمدی ....
  • مادر
  • می توانید همچنان به خودتان دروغ بگوید..
  • هفت ابان
  • امروز امدم...
  • هیچ...
  • مرگ و آزادی
  • حقیقت انسان
  • هوس نامه(کفر نامه)
  • .زندان بزرگ..
  • برای تو...
  • یک نوشته ای بی ادبی ...
  • قفس....
  • لطفا گوسپند باش
  • انقلاب
  • جامعه کرم گرا
  • واژه های بی ربط
  • همیشه یادت باشد
  • بی نام و نشان
  • تازیانه
  • چشم ها
  • ای آدمک ها
  • یکی بود یکی نبود
  • چوپان ساده
  • پریشان نامه
کلمات کلیدی مطالب
  • داریوش تنها (٢٦)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • امرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
کدهای اضافی کاربر



!-- Begin cod music online -->

كد آهنگ مازیار فلاحی
عادت

كد آهنگ
كد آهنگ
كد آهنگ
ســــــــــــــــــکوت کــــــــــــــــــن
هر چه ندانی بـهتر است...
پست ثابت
نویسنده: غریبه - ۱۳٩۱/٥/٢٥

آن کس که محکم بر صورتت می کوبد انگونه که جای انگشتانش بروی صورتت  سرخ می ماند.از انکس که آرام نوازشت می کند و با بوسه های گرمش خوابت می کند. تو را بیبشتر دوست دارد.

در این یخبندان اندیشه تنها مرگ انتطار خفتگان را می کشد....

                                                      .................

 آنکه ظاهر چیزی را نمی بیند همیشه بهترین چیز ها را به دست می اورد چرا که هرگز صیاد مروارید فریب ظاهر سخت وبی روح صدف را نمی خورد....

                                     ......................................................

   این پست برای همیشه ثابت است

نظرات ()



بینش تصمیم گیری خوب
نویسنده: غریبه - ۱۳٩۱/٢/٢۸

 

این پرسش ایملی بوده که چند وقت پیش برام امده شاید شما هم این ایمل دیده باشید بد نیست دیگران هم این نوشته را بخوانند.

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد

سوال:

 

اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟

اگر جواب داده اید به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



زمان می داند و بس ...
نویسنده: غریبه - ۱۳٩۱/٢/٢

همه چیز در این خلاصه می شود که فکر می کنم که دیگران ارزش دوست داشته شدن را دارند ولی این زمان است که حقیقت را اثبات می کند..

میان حرف خوب بودن تا خود خوب بودن فاصله از زمین تا اسمان است  ...

انسان زاده دروغ است، بهترین کتابهای داستان،فیلم ها و واژگان عاشقانه تنها خیالات و دروغ پردازی های یک نفر یا یک گروه اند....

همه چیز در یک چیز خلاصه شده است رازی که باعث موفقیت انسان است حرافی است و انسانی به اوج خواهد رسید که دروغ گو ترین دروغ گویان باشد ...

همه فکر می کنند که بهترین جذاب ترین و دانا ترین هستند همه فکر می کنند که راز زندگی و خوشبختی را می دانند همه احساس می کنند که با دنیا تفاوت دارند... و گاهی فکرمی کنند مرکز کائنات هستند...

اما این زمان است که مشت محکم بر دهان احمق ها می زند...

شما هیچ نیستید جز  موجودات خیال پرداز موجوداتی که فکر می کنند خوشبخت و خوشحال هستند ولی هیچ چیز ندارند جز خیالات و دروغ...

شما تنها هستید بی کس  بی انکه خود بدانید و این درد بزرگیست که انسان نداند چقدر بد بخت است پس همچنان .... و خوشحال بمانید....

نظرات ()



این خیانت است
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/۱٢/٤

 وقتی باعبان نشسته است و علف های هرزه همه جا را گرفته اند و دیگر جای برای رشد گل سرخ نیست ، تنها باغبان است که در حق گل سرخ جنایت کرده است علف ها ذاتشان همین است این خیانت باغبان است که باغ را به حال خود رها کرده است

وقتی انگل ها رشد می کنند که ما خود به انها اجازه رشد دهیم

 و فاجعه زمانیست که قانون گذار بخاطر راحتی قانون گریزان قوانین را عوض می کند این خیانت قانون گذارست، قانون گریز ذات کثیفش همیشه زیر پا گذاشتن قانون است برای او قانون اهمیتی ندارد

 انهای که شکاف های را همیشه باز نگه می دارند بدانند که بزرگ ترین کوه ها ،صخره ها و سنگ ها تنها با شکاف های ساده از پای در می ایند جای برای تجمع هر کثافتی.واین خیانت است اگر می بینید و سکوت می کنید اگر مبینید جنایت کسی را و در مقابلش کوتاهی می کنید شما هم با او شریک و رفیق هستید

 هیچ بهانه ای برای این جنایت هایتان توجیح پذیر نیست

پ.ن: ادم های حراف انگل های حرکت های بزرگ هستند کسانی که تنها حرف های مفت و بی ارزش را برای راحتی خود می زنند بدون انکه خود کوچک ترین عملی برای بهبود کار بکنند .این افراد انگل های هستند که به زودی حرکت را نابود می کنند و اجتماع را به بیراه می کشند

و تنها مقصر این جریان کسانی هستند که با سکوت یا با حرفشان انها را تاید کرده اند 

 

نظرات ()



تو آمدی ....
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/۱۱/٢٠

وقتی دوباره مزرعه جوانه می زد و زمستان کوله بارش را بر می داشت تو آمدی،آن هنگام که لاله ها بر می خواستن تو آمدی ،تو با آن همه دروغ ،با آن همه وعده های پوچ تو خالی ، تو با آن افکار زنگار بسته ات....

بهار رفت .... زمستان را تو دوباره اوردی...

مرگ هزاران جوانه تنها ثمره افکار تو بود ... تو...

مرگ بر این آیین پوچ تو باد بر این افکار متوهم تو....باد

دوباره تازیان به گله ها تاختن...گوسپندان ترسیده ،رمیده به آغوش افریته هلن ...

این است نتیجه افکار تو ......

مرگ بر تو،بر من،بر ما،بر هر آنکه می فهمد و حرف نمی زند بر آنکه نمی فهمد و حرف می زند باد....

پ.ن: چقدر در زندگی به دنبال حقیقت هستید؟

نظرات ()



مادر
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/۱۱/٢

آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛
و چشمان گرانبها و با ایمان او،
زندگی را آنگونه که [زمانی میدید ] نمیبینند؛
زمانیکه پاهایش فرسوده میگردند،
و برای گام برداشتن نمیخواهند او را یاری دهند؛

در آن هنگام بازوانت را برای یاری او به کار گیر،
با خوشی و سرمستی از او نگاهبانی کن،
زمانی که اندوهگین است،
بر توست که تا آخرین گام او را همراهی کنی،

اگر از تو چیزی میپرسد،
او را پاسخگو باش،
و اگر دوباره پرسید،
باز هم پاسخگو باش،
و اگر دگربار پرسید، دگربار پاسخش گو،
نه از روی ناشکیبایی، بلکه با آرامشی مهربانانه،

واگر تو را به درستی درنمی یابد،
شادمانه همه چیز را برای او بازگو،
ساعتی فرا میرسد، ساعتی تلخ،
که دهان او دیگر هیچ درخواستی را بیان نمیکند .

ادولف هیتلر

 

در گفتگویی با بانو پائولا هیتلر، خواهر پیشوا آدولف هیتلر، در 5 جولای 1946، ایشان در مورد رفتار پیشوا با مادرشان چنین میگویند :
" در این دوران مادرم بسیار بیمار بود، بسیار اندوهگین بودیم. با یاری من، برادرم آدولف با مهربانی و دلسوزی تمام ،در این دوران زندگی مادرم، از او پرستاری میکرد و در این کار خستگی ناپذیر بود. او میخواست تمامی آرزوهایی را که احتمالاً مادرم داشت، بر آورده سازد و تمامی اینها را برای نمایاندن عشق سرشار خود به او میکرد ."

 آبشخور

پ.ن:چقدر در مورد یک سخصیت تاریخی بی طرفانه تحقیق می کنیم؟؟؟

نظرات ()



می توانید همچنان به خودتان دروغ بگوید..
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/٩/۱٦

فرار می کنید.چشم هایتان را می بندید گوشهایتان را می گیرید  و بلند فریاد می کشید که صدای کسی به گوشتان نرسد؟

چه کسی می تواند از خودش فرار کند؟؟؟

چه کسی می تواند از حقیقت فرار کند و بگوید خود را فریب نداده است؟؟؟

شما که سخن اعتراض دیگران را سرکوب می کنید پس چرا انتظار دارید روزی که شما اعتراض می کنید همان افراد شما را سرکوب نکنند؟

چه انتظار بی جا و پوچی ...

به لانه های تان خزیده اید  و خود را در رویا های پوچتان غرق کرده اید تا مبادا حقیقت تلخ را درک کنید. تا مبدا زندگی بی ارزشتان برایتان مشخص شود.

درختان را قطع می کنید و گل ها را لگد مال می کنید این گونه می خواهید این لجن زار را گلستان کنید؟؟؟

وقتی تصور کردن بد بودن اجتماع حیوانیتان برایتان سخت است چگونه انتظار دارید ان را بتوانید درست کنید؟؟؟؟

پ.ن: تا زمانی که کسی فکر نمی کند بد است هرگز تلاشی برای خوب شدن نمی کند

نظرات ()



هفت ابان
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/۸/٧

     دست هایی که کمک می کنند مقدس ترند از لبهایی اند که دعا می کنند

ای انسان هر جا که باشی و از هر جا که بیائی

زیرا میدانم خواهی آمد .
من کوروشم که برای پارسیها این دولت وسیع را بنا کرده ام ، بدین مشتی
خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر.
کوروش کبیر

هفت ابان روز جهانی کوروش بزرگ پدر ملت ایران است روزی که در تمام دنیا بزرگ ذاشته می شود به جز در سرزمین کوروش ،ایران....

همان بهتر که خوابیدی و ندیدی که فرزندانت بیگانه پرست شده اند ندیدی که بیگانگان قدر تو را بیشتر می داند....

ای دژخیمان....

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخمدار است
با ریشه چه می کنید ؟؟

گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟

 ..........................................................

پ.ن:فاحعه انجا است که برای اعدام یک نفر 15هزار نفر  از 12 شب تا 5 بامداد منتظر می مانند.ایا برای بزرگ داشت روز کوروش بزرگ  هم 15 هزار نفر می روند تا دژخیمان بدانند اینجا سر زمین کوروش است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نظرات ()



امروز امدم...
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/٧/٦

هنوز پایمان را به این دنیا نگذاشته بودیم که نخستین کتک زندگیمان را نوش جان کردیم تا بتوانیم نخستین و درد اور ترین نفس زندگیمان را بکشیم.

تا خب درک کنیم  که پایمان را روی کدام دنیا گذاشتیم....

از خاک به خاک

از قفس تا قفس

ما تنها مسافر چند زمانی در این دنیا هستیم.

یک روز با فریاد می ایم

و روز دیگر بی صدا خواهیم رفت

و کس یادش نخواهد ماند که ما هم بوده ایم .....

با نفس شروع می کنیم و با نفس تمامش می کنیم

...................................

پ.ن:وقتی می بینم برای 100 تک تومانی همدیگر را می دریم به داشتن شعور خودمان شک می کنم به راستی که احمق ترین ملت دنیا هستیم به روی دریایی از ثروت خوابیده ایم  ......

جماعت همیشه خوابیم ....

تا حالا با خودت فکر کردی  با 3 هزار میلیارد تومان ناچیز چه چیز های می شه خرید . انتظاری دارم ها فکر ؟؟؟؟

نمی خواد خودت خسته کنی  بزار فابریک بمونه نیشخند برو اینجا شاید بدونی چی می شه باش خرید

نظرات ()



هیچ...
نویسنده: غریبه - ۱۳٩٠/٦/٢٤

هیچ با خود فکر کردی در هیچ زدگی مان،هیچ شده است همه چیزمان!!؟؟؟

هیچیم ،خود هیچ نمی دانیم کیستیم، بر پوجی خود، هیچ غم روا نمی داریم.

این است آئین ما هیچ پرستان، با هیچ کسان عمری هم نفسیم و خود هیچ نمی دانیم...

چه کسی می تواند هیچ را تفسیر کند یا آنکه از هیچ همه چیز سازد جز ما؟؟؟؟

 در هیچستان هیچ نخواهی بود....

 

پ.ن: نمی دانم چرا این روز ها فرهنگ  ر و س پ ی گری همه جا گیر شده است از نوشته های ادبی تا اخلاقیات و  وبلاگ ها نامش را هم پست مدرن گذاشته اند ربطش را من که نفهمیدم...

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »